من یه هفته دیگه جشن عقد کنونم هست![]()
![]()
خیلی خوشحالم![]()
تورو خدا واسم دعا کنید![]()
همه تونو دوست دارم![]()
ولی یادتون نره ها بیشتر از حامد جونم دوستتون ندارمااااا![]()
.jpg)
بای بای![]()
![]()
لحظه های تنهایی
من یه هفته دیگه جشن عقد کنونم هست![]()
![]()
خیلی خوشحالم![]()
تورو خدا واسم دعا کنید![]()
همه تونو دوست دارم![]()
ولی یادتون نره ها بیشتر از حامد جونم دوستتون ندارمااااا![]()
.jpg)
بای بای![]()
![]()

به نام کسی که یادش در بهارمن
نامش در اندیشه من
عشقش در قلب من
کلامش در دفتر من
دیدارش آرزوی من است

بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ می زنن
اما گنجشک ها جدی جدی می میرن
آدما شوخی شوخی به هم زخم زبون می زنن
اما قلبها جدی جدی می شکنه
تو شوخی شوخی به من لبخند زدی
ولی من جدی جدی عاشقت شدم
**********
شب اول آشنایی مون شوخی شوخی جدی شد
شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن توبود
و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو

نگو دیگه قراره یه لحظه پیشم نباشی
نمی زارم یواش یواش همرنگ سایه هاشی
مهربونیهاتو نمی خوام خاطره هاتو نمی خوام
خودت که بهتر میدونی که من فقط تورو میخوام

يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت
که شايد منم يه روز مثل گل نيلوفر تنها بشم
سريع از کنار مرداب دور شدم
حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم
و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده
.
ای آشناترین!
روی آسمان آبی طرح یک زمین سبز را می کشم و خانه ای را که
با چشمان تو با مهربانی ات آباد می شود صدایت را به همه ی پرستوهایی که از
زمستان باز گشته اند نشان بده چه عاجزانه در پی تو ترانه سازی می کنم اگر بدانم
صدای تو چه وقت می آید قلبم را به پیشوازش می فرستم و دسته ای نرگس برایش
خواهم چید هر چند می دانم صدای تو از همه ی نرگس ها خوشبو تر است.
باورم کن ای باور سبز!
با من بخوان تا گیتی را در واژه ها مان خلاصه کنیم.
من جلوه ی هستی را در نیمه چشمانت دیدم زلالی آب و رقصندگی دریا را در
سفیدی چشمانت نظاره گر شدم. استقامت کوه در میان قامت تو موج می زند
من فردایم را در میان دستهایت حس می کنم .

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در سایه روشن عشق نام تو از همه چیز ماندنی تر است ای آسمانی ترین ستاره.
ترانه ام را از عطر عبور عاشقانه ی تو انباشته ام. ترانه ام پلی است که دلهای
خفته را به سرزمین آفتاب پیوند می دهد.
کوچه های این شهر گواه حرفهای روشن من است. گواه نگاه محبت که پیوسته
به سمت توست.
ا ی سبز تر از بهار!
امشب بی قراری هایم با قلم همگام و همدم شده اند تا بنگارند قصه ی
سردرگمی را!
امشب امواج تنهایی در دریای دلم غوغا به پا می کنند و خود را به ساحل قلبم
می رسانند. امشب تا ابد عاشق تر از لیلی در جاده های بی پایان تو را جستجو
می کنم.


*********************************************
نمیدانم چرا رفتی نمیدانم چرا شاید خطا کردم وتو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمیدانم کجا تا کی برای چه ولی رفتی بعد از رفتنت باران چه معصومانه میباریدوبعد از رفتنت یه قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت گنجشگی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت تمام بالهایش غرق اندوه و غربت شد وبعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستیم از دست خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهد مرد وبعد از رفتنت دریا چه بغضی گرفت کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آنکه میدانم تو هرگز یاد من را با غرور خود نخواهی برد هنوز آشفته چشمهای زیبای تو برگرد ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد وبعد از این همه طوفان بهر و پرسش وتردیدکسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت تو هم در حضور این دلهای پاک بگو بگو که در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم ومن در حالتی مابین اشک وحسرت وتردید کنار انتظاری که بدون پاسخ سرد است و من در اوج پائیزی ترین ویرانه های یک دل یعنی غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمیدانم چرا شاید به رسم عادت پروانگیمان هاست برای شادی وخوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
********************************************
سیرم از خوبی این دنیا
سیرم از زندگی
سیرم از خودم
سیرم از همه چیز
چون دنیایی نامردیه
****************************************
اي کاش بودي و مي ديدي که چشمانم چطور در انتظار توست
اشکها در بدرقه راهت همچو آبي که بدرقه کننده مسافر است
تو را بدرقه مي کرد و در انتظار بازگشت توست
اي کاش بودي و التماس دستانم را مي ديدي که بسوي تو دراز شده
و با فريادي بي صدا تو را به سوي خود مي خواهد
اما اين بازي مرا در حسرت ديدارت جاي گذاشت ورفت
آري اين منم که از دوري تو ديگر تاب و توان حرف زدن ندارم
برگرد که ديگر در من جاني نمانده که نثار تو کنم ، برگرد .
************************************************
از چه بگويم ، از كجا بگويم ؟
از عشق بگويم يا از جدايي آن
از دل بگويم يا آه او
از روزگار بگويم يا گذشت زودش
اي خدا ازت دلگيرم
اي دنيا ازت سيرم
يك دسته خوب به دنيا آمدند و بد مُردند
يك دسته بد به دنيا آمدند و خوب مُردند
من كه بد به دنيا آمدم و بد ميميرم
از كدامم ، كدام دسته مال ماست
خدايا عشق مرا از من جدا كردي حالا چه كار كنم
از چي بگويم ، از كي بگويم ؟
از تنهاي ميگويم تا همه بدانند كه
كه يك دسته هم هستند كه تنهايند
از چه بگم ؟
از كي بگم ؟
